متن شعر
از لاله زار توحید آتش زبانه میزد
گل گشته بود پرپر بلبل ترانه میزد
در گلشن ولایت یک نو شکفته گل بود
گر میگذاشت گلچین آن گل جوانه میزد
من ایستاده بودم دیدم که مادرم را
قاتل گهی به کوچه گاهی به خانه میزد
گاهی به پشت و پهلو گاهی به دست و بازو
گاهی به چشم و صورت گاهی به شانه میزد
گردیده بود قنفذ هم دست با مغیره
او با غلاف شمشیر این تازیانه میزد
وقتی که باغ میسوخت صیاد بی مروت
مرغ شکسته پر را در آشیانه میزد
با چشم خویش دیدم جان دادن پدر را
از ناله ای که مادر در آستانه میزد
این روز ها که میدید موی مرا پریشان
با اشک دیده میشست با دست شانه میزد
هنگام شرح این غم از قلب زار میثم
مانند خانه ما آتش زبانه میزد
شعر: استاد سازگار
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر