متن شعر
امشب خدا چه حالی داره کربلا دل بی قرار کربلا
داره رقیه سرشو رو زانوی بابا میذاره
کی میدونه زینب الآن تو خیمه ها چه حالی داره
غربت دلا رو کرده احاطه رباب نگاهش سمت فراته
بیرون خیمه ماه عشیره دل نگرون مخدراته
****
داداش اگه زینب تو دلواپسه میترسه فردا برسه
کاشکی میشد امشب برا غربت و بی کسیت بمیرم
فردا تنت بی سر و زخمیتو روی دستام نگیرم
میگی صبور باش آخه چجوری میکشه من رو غصه دوری
سر تو الآن رو شونه هامه فردا شب اما کنج تنوری
اگه فردا دیدم تن غرق خون و چیکار کنم
شبونه تو گودال دیدم ساربون و چیکار کنم
غم بی امونو چیکار کنم
تو غربت خدایا چیکار کنم
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر