متن شعر
اگه چشام نمیبینه میون این تاریکی
ولی بابا حس میکنم خیلی بهم نزدیکی
عمه زخمامو میبوسه آروم رو خاک ویرونه
میخواد منو بغل کنه ولی نمیتونه
هی تو رو زدن رو نی جلو چشای من
هی منو زدن زخمی دست و پای من
عمه رو زدن به جرم گریه های من
****
نموندی از پیشم رفتی غمت توی دلم جا شد
چشام با این کبودی ها چقدر شبیه زهرا شد
عمه دستامو میگیره آخه چشام نمیبینه
تو گریه ها منو زدن جرمم فقط اینِ
رفتی و شدی قاری نیزه ها بابا
رفتی و شدم ساکن تو خرابه ها
رفتی و شدیم اسیر شمر بی حیا
****
سه سالمه که داغ تو از زندگی سیرم کرد
قدم خمیده بابا جون نبودنت پیرم کرد
بابا محاسنت خونِ اینجا سرت چی آوردن
موهات چرا سوخته تو رو کجا بردن
بعد تو بابا خمیده مثل مادرم
بعد تو بابا کبودِ چشمای ترم
بعد تو بابا آتیش گرفته معجرم
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر