این خرابه سرده و می ترسم از شب
باز دوباره بی حیایی سمتم اومد
دخترت آواره شد توی بیابون
بعد تو هرکی رسید بابا لگد زد
رفتی و شد تیره آسمون دنیام
بسکه سیلی خوردم نیمه بازه چشمام
روی خاکا سر می ذارم
گونه هام خیسه می بارم
توو خرابه خیلی تنهام
من عروسک هامو می خوام
ای بابایی ای بابایی
****
تو دل شب کنج این ویرونه غم
می کنم درد ودلامو با سر تو
کاش ندیده باشی از رو نیزه ها که
حرمله شد همسفر با دختر تو
می کشید تو مشتش نانجیب موهامو
هر کجا می گفتم من می خوام بابامو
بی حیا گوشوارمو برد
عمه جای من کتک خورد
دختر نازت بابایی
کم شده موهاش کجایی
ای بابایی ای بابایی
****
هم شکسته هم کبوده مثل مادر
بسکه چکمه خورده باباجون به پهلوم
من نمی پرسم کی رگهاتو بریده
پس تو هم بابا نپرس از خون ابروم
خیلی زجرم دادن تا دیدن سقا نیست
دندونام افتادن خنده هام زیبا نیست
رنگ رخسار تو زرده
خیزران با تو چه کرده
بوی نون پیچیده اینجا
از تنور برگشتی بابا
ای بابایی ای بابایی
.
کربلایی جواد مقدم
شب سوم محرم 1405
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
ایتا | بله | روبیکا | تلگرام
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر