متن شعر
این کیست از خورشید مولا ماه رو تر
بی تاب تر عاشق تر عبد الله رو تر
می گفت من دست از عمویم بر ندارم
الا شود بازویم از خون وضو تر
میگفت ای شمشیر ها دستم مگیرید
مرگ اَر جگر دارد بیاید رو برو تر
میگفت و با دست عمویش عهد میبست
چشم زمین از حسرت این گفتگو تر
وای آن گلوی ناز سیراب عطش بود
شد عاقبت از دست آن صاحب سبو تر
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر