باورت میشد ببینی خواهرت را یک زمان
دست بسته مو پریشان مو کَنان مویه کُنان
باورت میشد ببینی دختر خورشید را
کوچه کوچه در کنار سایه نا محرمان
نه لبی مانده برای تو نه جای سالمی
من که گفتم این همه بالای نی قرآن نخوان
چه عجب طشتی برای این سرت آورده اند
ای سر منزل به منزل ای سر یحیی نشان
تا همین که چشم تو افتاده بر چشمان ما
چشم ما افتاده بر لب های زیر خیزران
ای تمامی غرور من فدای غیرتت
لطف کن این مرد شامی را از این مجلس بران
این قَدَر قرآن مخوان این چوب ها نا محرم اند
شب بیا ویرانه هر چه خواستی قرآن بخوان
شاعر: علی اکبر لطیفیان
شب عاشورا محرم 1399 حاج رضا هلالی
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر