باورم نمیشه که داری میری
بعد از این دیدنت آرزوم میشه
باورم نمیشه تنهام میذاری
دیگه داشتنت داره تموم میشه
مگه ما قرار نبود با هم باشیم
دلمو آواره میکنی چرا
مگه این یادگار فاطمه نیست
پیرهنت رو پاره میکنی چرا
بچه هات پشت سرت دلواپسن
کوفه وایساده با نیزه روبروت
بیا این وصیت مادرمه
بیا لبهامو بذارم رو گلوت
غصم اینه از تو چیزی نمونه
هر کسی چیزی از اعضات ببره
یه کمی خودت سرو بالا بگیر
پنجشو نذار تو موهات ببره
ترسم اینه که روی داغی خاک
با سر نیزه تنت رو بکشن
نگرانیم اینه عریانت کنن
بی حیاها پیرهنت رو بکشن
دست و پا نزن که آروم بگیرم
دست و پا نزن که محتضر نشی
خنجر و نیزه و تیر دورت پره
دست و نزن که زخمی تر نشی
من نشستم دستامم رو سرمه
اسبا دارن تو رو پامال میکنن
عده ای حرومی با تازیونه
زن و بچه هاتو دنبال میکنن
حالا که دیگه گذشت اما بدون
ته گودال جای مادرت نبود
کاری به طرز بریدن ندارم
خدایی خورجین جای سرت نبود
.
.
شب عاشورا محرم 1399 حاج امیر کرمانشاهی
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر