متن شعر
باید به پای چشم سیاهت شهید شد
تا روز حشر نزد خدا رو سپید شد
عیسی که مرده زنده نمودی به یک نفس
اول نشست پای نگاهت مرید شد
ای آنکه ارمنی ز تو حاجت گرفته است
کی میشود که از کرمت نا امید شد
دارالامان زده به خدا این خدای مهر
هر دم که خسته بر دره او آمدید شد
پر وا کنید تا به هوایش پری زنید
باید که در فضای غمش ناپدید شد
وقتی خدای خلقت او را تمام کرد
این جمله گفت آنچه که عشقم کشید شد
با رای فاطمه که خدا هم قبول کرد
او ماه آسمان خدای مجید شد
آری سحر اسیر جمالت همیشه ماند
بر سیل خنده تو سپیده سپید شد
بعد از تولد تو دگر یابن مرتضی
سیلی زدن به دختر زهرا بعید شد
از رفتن تو خواهر ارباب ناله زد
آنچه که بود خوف من آید پدید شد
داغت برای اهل حرم جانفزا ولی
بهر عدو برای جسارت نوید شد
هر آنچه تیر بود رها شد ز چله ها
ذکر تو باز نغمه هل من مزید شد
در روز حشر جمله شهیدان غبار تو
دست قلم شده علم افتخار تو
من مانده ام که قبر به آن کوچکی چه سان
جای قرار دادن قدی رشید شد
ای پاسدار خیمه زینب نگاه کن
دست عفاف بسته به دستی پلید شد
دستش چو قطع شد همگی جنگ جو شدند
فریاد میزدند چه شیری شکار شد
.
شب جمعه شب زیارتی امام حسین
متن روضه حضرت ابالفضل العباس
.
بهروزترین مرجع انتشار
متن مداحی از تمام مادحین
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن اشعار مداحی در فضای مجازی
.
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر