متن شعر
باید حسین دم بزند از فضائلت
وقتی حسینی است تمام خصائلت
تعبیر های ما همه محدود و نارساست
در شرح بی کرانی اوصاف کاملت
بی شک در آن به غیر جمال حسین نیست
آیینه ای اگر بگذاری مقابلت
ای کاشف الکروب عزیزان فاطمه
غم میبری ز قلب همه با شمائلت
در آستانه تو گدایی بهانه است
دلتنگ دیدن تو شده باز سائلت
با زورق شکسته دل سالهای سال
پهلو گرفته ایم حوالی ساحلت
بی شک خدا سرشته تو را از گل حسین
سقای با فضیلت و دریا دل حسین
تو آمدی و روشنی روز و شب شدی
از جنس نور بودی و زهرا نسب شدی
در قامتت اگر چه قیامت ظهور داشت
الگوی بندگی و وقار و ادب شدی
هم چشم های روشنت آیینه رجاست
هم صاحب جلال و شکوه و غضب شدی
باید که ذوالفقار حمایل کنی فقط
وقتی که تو به شیر خدا منتسب شدی
در هیبت و رشادت و جنگ آوری و رزم
تو اسوه زهیر و حبیب و وهب شدی
در دست تو تلاطم شمشیر دیدنی ست
فرزند لافتایی و شیر عرب شدی
فرمانده سپاهی و آب آور حسین
ای نافذ البصیره ترین یاور حسین
بی شک تو صبح روشن شب های تیره ای
خورشیدی و به ظلمت این شام چیره ای
تسخیر کرده جذبه چشم تو ماه را
بی خود که نیست تو قمر این عشیره ای
عصمت دخیل تار عبای تو از ازل
جز بندگی ندیده کسی از تو سیره ای
قدر تو را کسی نشناسد در این مقام
وقتی برای امر شفاعت ذخیره ای
ما را بس است وقت عبور از پل صراط
از تار و پود بیرق تو دستگیره ای
چشم امید عالم و آدم به دست توست
باب الحسین هستی و پرچم به دست توست
فردوس دل همیشه اسیر خیال توست
حتی نگاه آینه محو جمال توست
تو ساقی کرامت و لطف و اجابتی
این آب نیست زمزمه های زلال توست
ایثار و پای مردی و اوج وفا و صبر
تنها بیان مختصری از کمال توست
در محضر امام تو تسلیم محضی و
والاترین خصائل تو امتثال توست
فردا همه به منزلتت غبطه میخورند
فردا تمام عرش خدا زیر بال توست
باب الحوائجی و اجابت به دست تو
تنها بخواه عالم هستی مجال توست
ای آفتاب علقمه روحی لک الفدا
ای آرزوی فاطمه روحی لک الفدا
ای آفتاب روشن شب های علقمه
سرو رشید خوش قد و بالای علقمه
داده است مشک تشنه تو آب را بها
ای آبروی آب مسیحای عقلمه
وقتی که چند موج علیل شریعه را
کرده است خاک پای تو دریای علقمه
لب تشنه زیارت لبهات مانده است
آری نگفته ای به تمنای علقمه
امروز دست های تو افتاد روی خاک
تا پا بگیرد از دل صحرای علقمه
با وعده های مادرت آسوده خاطریم
چشم امید ماست به فردای علقمه
این عطر یاس حضرت زهراست میوزد
از سمت کربلای تو سقای علقمه
شب های جمعه ناله محزون مادری
می آید از حوالی دریای علقمه
ام البنین و فاطمه با قامتی کمان
اینجا نشسته اند و شده آب روضه خوان
فرصت نداد تا که لبی تر کند گلو
دارد به دست ماه حرم مشک آرزو
می آید از کنار شریعه شهاب وار
بسته ست راه را به حرم لشکر عدو
طوفان تیر میوزد از بین نخل ها
حالا شنیدنی شده با مشک گفتگو
بسته است جان طفل صغیری به جان تو
تو مشک آب نه که تویی جام آبرو
ای مشک جان من به فدای سر حسین
اما تو آب را برسان تا خیام او
اما شکست ساغر و ساقی ز دست رفت
جاریست خون ز باده چشمش سبو سبو
با مشک پاره پاره به سوی حرم نرفت
تا با امام خود نشود باز رو برو
تنها پناه اهل حرم بر نگشته است
میبارد از نگاه سکینه عمو عمو
در خیمه اوج بی کسی احساس میشود
خورشید نیزه ها سر عباس میشود
.
حاج محمدرضا طاهری
ولادت حضرت عباس 1399
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر