بای ذنب قتلت به جرم بی گناهی زد
یه لات بین راهی زد
یکی دو بار به جای من عمم و اشتباهی زد
خدا لعنتش کنه
اون کسی رو که روی ما اسم خارجی گذاشت
همونی که با غنیمتای ما توی بازارای شام حراجی داشت
دلم می خواد بگم به زجر
حد اقل برا یه بار سر به سر یتیم نذار
گوشوارم و خودم میدم به زور سیلی در نیار
یه نفر پیدا نشد
بهش بگه اخه رو یتیم کی شمشیر می کشه
از شبی که خوردم از ناقه زمین همه استخونام تیر می کشه
برام سواله که چرا
این همه نقشه کشیدن ما رو زدند و خندیدن
همش برای اینه که چشم عموم و دور دیدن
عمو عباس اگه بود کنار من
کی می تونست به ما چپ نگاه کنه
با طناب دستمون و ببنده و وارد بازار شام کنه
.
سید مهدی میرداماد
شب 3 محرم 1391
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر