بدون تو خوشی روز فردا را نمیخواهم حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 1,142 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

دانلود مداحی بدون تو خوشی روز فردا را نمیخواهم

مـتن شـعر

بدون تو خوشی روز فردا را نمیخواهم

نفس را اشک را حتی دو دنیا را نمیخواهم

نمیخواهم بدانم نام این صحرای غمگین چیست

نیمخواخم بدانم بی تو غمها را نمیخواهم

من از طفلی پرستار تمام خانه ام اما

پرستاری این طفلان تنها را نمیخواهم

به جای نخل و نخلستان فقط تیغ است و سر نیزه

به رویت زخم ها را ردی از پا را نمیخواهم

مزن خیمه که میترسم که بی عباس برگردم

نگاه دختر معصوم نو پا را نمیخواهم

اگر چه خاطراتم از مدینه تلخ و خون بار است

بیا برگرد شهر مادرت کوفه دل آزار است

بیا برگرد شهر مادرم این جا چه تاریک است

اگر چه کوچه ای دارد که از سنگ است و باریک است

اگر چه لحظه لحظه روضه هایش میکُشد ما را

هنوز آهش تماشایش صدایش میکُشد ما را

میان شعله ها بود و پرِ پروانه آتش بود

در آتش هیزم آتش چادر آتش خانه آتش بود

فقط نه چادر خاکی کمی از معجرش هم سوخت

رسیدم پشت در دیدم نه مادر دخترش هم سوخت

گره زد چادرش را بر کمر افتاده راه افتاد

زنی مجروح رفت اما به دست یک سپاه افتاد

میان جمع نا محرم غریبی بی پناه افتاد

و رد سرخ خونی هم به دنبالش به راه افتاد

به قنفذ یا مغیره نا نجیبی گفت بی کاری

زنی برد آبروی ما علی را برد نگذاری

غلاف تیغ پیدا شد سر شلاغ بالا رفت

میان کوچه در خونابه مادر ماند و بابا رفت

گلی از ساقه اش تا شد میان خار و خس افتاد

مغیره از نفس افتاد قنفذ از نفس افتاد

دویدم سمت مادر تازیانه خورد بر دوشم

صدای استخوان بازویش پیچید در گوشم

مرا مگذار بی تو دستگیر قافله باشم

اسیر زجر و خولی و سنان و حرمله باشم

ببینم خیمه را با جمع طفلانش زنند آتش

یتیمی را که میترسد به دامانش زنند آتش

یکی زنجیر بر حلقی به قصد کشت میپیچد

یکی گیسوی طفلی را به گِرد مُشت میپیچد

بیا برگرد شهر مادرم هر چند غم بار است

که تیر حرمله دنبال چشمان علمدار است

ببین اشکم ببین دردم ببین زخمم ببین آهم

فراقت را نمیخواهم نمیخواهم نمیخواهم نمیخواهم

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net

مشاهده متن کامل