متن شعر
بر کویر سفره های سائلان باران تویی
رحمت بی انتهای حضرت منان تویی
آن که بوده خاندانش از ازل مسکین منم
آن که بوده خاندانش صاحب احسان تویی
جود و احسان تو را نازم که بین خانه ات
سائلان هستند صاحب خانه و مهمان تویی
هر کجا حرف از کریمان دو عالم میشود
اولین نامی که هرکس میکند عنوان تویی
ظاهرت هرگز ز مسکین بهتر و برتر نبود
آن که قبرش نیز شد با سائلان یکسان تویی
پاسخت بر نا سزای دشمنت لبخند بود
خیر خواه مهربانِ خیل بد خواهان تویی
شیر میدانی که با یک ضربه در جنگ جمل
آن شتربارن را زمین انداخت از کوهان تویی
صلح تو فرقی ندارد با نبردت در جمل
اتحاد کامل آرامش و طوفان تویی
حال یک غمدیده را غمدیده میفهمد فقط
بر دل پر درد مادر مرده ها درمان تویی
یک نفر فهمیده باشد درد زهرا را اگر
آن تو هستی آن تو هستی آن تو هستی آن تویی
بعد از آن کوچه فقط روی لب تو آه بود
غصه می خوردی از این که قد تو کوتاه بود
شعر: علی ذوالقدر
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر