متن شعر
بشکن سبوی باده را مستی تویی مستی تویی
در این سرای نیستی هستی تویی هستی تویی
تو آفتاب هشتمی سِر چهارده عدد
بیدار کن خواب مرا از وحشت این دیو و دد
بنگر که از هفت آسمان جایی فراسوی زمان
نوری هبوط میکند در غربت این لامکان
بنگر که دریا خون شده فواره ها گلگون شده
لیلای بی دل را ببین از عشق تو مجنون شده
در این غروب واپسین از چتر خورشید یقین
نور حقیقت میچکد بر خاک مشکوک زمین
فریاد و بانگی میرسد عالم سکوت میکند
از هیبتش سلطان دهر آسان سقوط میکند
آدم هراسان میشود محشر نمایان میشود
از تاول آیینه ها خورشید گریان میشود
تقدیر ما در دست توست زنجیر بر دستان ما
ما را رها کن از عدم هستی بده بر جان ما
.
محمد اصفهانی
ترانه ولایت عشق امام رضا
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر