متن شعر
به گِرد بستر تو داد بیداد
نشسته دختر تو داد بیداد
چه سازم با دل خود وای ای وای
چه سازم با سر تو داد بیداد
یتیمی گفت مادر مرکبم کو
فقیری گفت که شمع شبم کو
دو چشمانت چرا تار است امشب
مرا کشتی نگو که زینبم کو
طبیب آمد سرش را هی تکان داد
مرا دست بلایی بی امان داد
طبیب امشب چه در گوش حسن گفت
زمین خورد و کفن ها را نشان داد
زمانِ سوختن ها مانده باقی
غم عریان بدنها مانده باقی
به من حق میدهی حالا بسوزم
دو تا از این کفن ها مانده باقی
نگاهم را به این رفتن بدوزم
لباس مجلس شیون بدوزم
خیالم نیست راحت با حسینم
نشستم چند پیراهن بدوزم
مرا با دردهای کوفه مگذار
که با نامردهای کوفه مگذار
مرا حتی تو با شاگردهایم
و با ولگرد های کوفه مگذار
.
متن شعر شب احیا
شب 21 ماه رمضان
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر