بین خانه بستر بیمار می بینم هنوز
مادرم را بین آن تبدار می بینم هنوز
لخته خون هایم به روی تشت می ریزد ولی
لخته خون روی در و دیوار می بینم هنوز
دوستم دارند اما پشت پایم می زنند
من علی را بی کس و بی یار می بینم هنوز
در غریبی خودم هر وقت خلوت می کنم
مرتضی را بین گیر و دار می بینم هنوز
روضه شش ماهه ما بین دیوار و در است
در گلوی اصغری مسمار می بینم هنوز
کوچه تنگ و راه تنگ و سینه سنگ و دست سنگ
رفتن از آن کوچه را دشوار می بینم هنوز
بعد از آن سیلی که در کوچه به روی یاس خورد
هر کجا یادش میفتم تار می بینم هنوز
بغض کردم تا مغیره بر سر منبر نشست
این چهل ساله به چشمم خار می بینم هنوز
از همان روزی که مادر بود بین ازدحام
خواهرم را در دل بازار می بینم هنوز
شعر: وحید عظیم پور
حاج محمود کریمی
شب 7 صفر 1405
مداحی و نوحه همراه متن شعر
کانالهای مهجه در فضای مجازی
ایتا / بله / روبیکا / تلگرام / سروش
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر
