متن شعر
تو که نقاب میبندی دوصد حکایت دارد
فقط همان چشمانت نماز وحشت دارد
دشمن جلو آمد و نگاهش کردی
یک پلک زدی خلع سلاحش کردی
او که یل شامیِ عرب بود چه شد
اینگونه حقیر و رو سیاهش کردی
جانم به تو ای سقا بی تیغ و سپر حتی
با لشکری از اعدا میجنگی
فتنه همه از شامه لعنت به امان نامه
بستی به سر عمامه میجنگی
ای قمر بنی هاشم ابوفاضل
****
زمانه در تزویر و تو از خطر میگفتی
به روی بام کعبه اَنَا القَمَر میگفتی
گفتی که فَلَک دور حرم میگردد
دور سرِ اصحاب کَرَم میگردد
این خانه که مشغول طوافش هستید
گِرد پدر و برادرم میگردد
شمشیر نگات رعد و خوندی تو رجز بعد و
عمر پسرسعد و کم کردی
سرداری و خوش منسب
همچون قمری در شب
دور حرم زینب میگردی
ای قمر بنی هاشم ابوفاضل
****
دلیر آل هاشم رشیدی و کراری
جَنَم جلال جرأت از جناب حیدر داری
چشمان تو را حضرت دریا خواندند
صفین تو را محشر کبری خواندند
جانانه ترین عهد اُخُوَت ها را
تیغ تو و ذوالفقار مولا خواندند
ای حیدرِ در حیدر جنگیدی و یک لشکر
یاد علی و خیبر افتادند
پایین نرو از مرکب میلرزه عدو از تب
یاد علی و مرهب افتادند
ای قمر بنی هاشم ابوفاضل
.
محمد حسین حدادیان
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر