جون به لب رسیده بس کن
من دیگه توون ندارم
داغ هرکسو ببینم
طاقت جوون ندارم
اشکام اجازه نمیده ببینم
تو بین صحرا کجایی عزیزم
دستت یه جا تن یه جا تو بگو که
باید کجا من برم اشک بریزم
پسرم پسرم پسرم اکبرم
****
باز یه بار منو صدا کن
تو دلم نمونه حسرت
این وداع آخرینه
پسرم صورت رو صورت
جسمت شبیه یه تسبیح پاره
دونه به دونه جدا از هم افتاد
این اولین بار به عمه زینب
چیدم تنت رو ولی جمع نمیشه
جسمت هنوزم کمه ای علی جان
رو صورت اشبه به پیمبر
زخمه چرا این همه ای علی جان
.
حاج محمود کریمی
شب هشتم محرم 1405
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
ایتا | بله | روبیکا | تلگرام
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر