حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد
خلاص از قفس وعده و وعیدت کرد
سیاه بود و سیاهی هر آنچه میدیدی
تو را سپرد به آیینه رو سپیدت کرد
چه گفت با تو در آن لحظه های تشنه حسین
کدام زمزمه سیراب از امیدت کرد
به دست و پای تو بار چه قفل ها که نبود
حسین آمد و سر شار از کلیدت کرد
جنون تو را به مرادت رساند ناگاهان
عجب تشرف سبزی جنون مریدت کرد
نصیب هرکس و ناکس نمیشود این بخت
قرار بود بمیری خدا شهیدت کرد
نه پیشوند و نه پسوند حر حری تو
حسین آمد و آزاد از یزیدت کرد
شاعر: مرتضی امیری اسفندقه
****
چند دو بیتی با مضمون حُر
تو از اول حُر نبودی ما تو را حُر کرده ایم
قطره ی عشق تو را ما وصل بر کُر کرده ایم
لطف زهرا مادرم شد شاملت تا آمدی
سینه ات را از ولای فاطمه پُر کرده ایم
***
از دور تو را دیده پسندیده امیر
ساعات خطیری شده ساعات اخیر
دل دل نکن اینقدر زمان کوتاه است
ای حُر دلم سریع تصمیم بگیر
***
گفتند مسیر عشق را کامل بست
خود را وسط دلبر و دل حائل بست
ای عشق ببین چه کرده ای با آن مرد
میخواست که راه را ببندد دل بست
شب چهارم محرم 1399 حاج امیر کرمانشاهی
لطفا اشتباهات تایپی متن اشعار را اطلاع دهید.
کپی کردن اشعار تنها با ذکر لینک مهجه مجاز است.
استفاده تجاری از اشعار مورد رضایت نیست.
.
Mohjat.blogfa.com
Mohjat.net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر