داشتی میرفتی از حرم دم غروب بود – کربلایی حسین ستوده

بازدید: 491 بازدید
حسین ستوده
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

داشتی میرفتی از حرم دم غروب بود

منو میبردی با خودت اینجوری خوب بود

بمیرم از عطش لبات یه تیکه چوب بود

دیدم خواب که دارم میارم برات آب

با سیلی شمر بود پریدم من از خواب

چی با زندگیم شد رقیه یتیم شد

به دندون کشیدن تو رو مثل گرگا

زورم میرسید کاش به آدم بزرگا

مگه میره از یاد چجوری هولت داد

****

برا تموم قافله دعا میکردم

سر رباب با حرمله دعوا میکردم

گهواره ی اصغرو کاش پیدا میکردم

دیدم که سرش رو گرفته روی دست

روی نیزه با روسری خودم بست

داداشی نیفتی یه خواهر نگفتی

با طعنه لگد زد اینم یادگاری

میگفتم میخواستی عموتو بیاری

میخندید و میزد عموتم نیومد

****

تنور خولی دیدمت تازه شنیدم

سنگا تو رو بوسیدنت من نبوسیدم

فدا سرت کجاست تنت دیگه بریدم

غرورم شکسته من حالم خرابه

مگه عممون جاش تو بزم شرابه

تن سرد و بی حس سنان صدر مجلس

بابایی بمیرم سرت ضربه دیده

هنوز جای لبهات رو چوب یزیده

توونم رو برده سر نیزه خورده

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی حسین ستوده
گلچین ماه صفر 1404

برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

سایت مهجه؛ آرشیو جامع متن مداحی
برای مشاهده جدیدترین شعر و صوت ها
به شبکه های اجتماعی مهجه بپیوندید

مشاهده متن کامل