در دل تاریک زندان مثل شمع روشنم کربلایی حنیف طاهری + متن شعر

بازدید: 40 بازدید
حنیف طاهری
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

در دل تاریک زندان مثل شمع روشنم

لحظه لحظه قطره قطره آب گردیده تنم

بس که لاغر گشته ام چون میگذارم سر به خاک

خصم پندارد که این من نیستم پیراهنم

در سیه چال بلا با دوست خلوت کرده ام

این نماز این حال خوش این اشک دامن دامنم

هرکه زندانی شود باید ملاقاتش روند

این که ممنوع الملاقات است در زندان منم

قاتل دل سنگ میخندد به اشک دیده ام

حلقه زنجیر میگرید به زخم گردنم

بس که جسمم آب گشته مثل شمع سوخته

محو گشته جای نقش تازیانه بر تنم

روزه دارم وقت افطار است و گویی قاتلم

کرده با خرمای زهرآلوده قصد کُشتنم

گاه گاه از ساق من خون می چکد روی زمین

بس که پا ساییده گشته بین کند و آهنم

دوستان از گریه من حبس هم آمد به تنگ

با وجود آن که خندیدم به روی دشمنم

یادِ از جسم من و از تخته ی در می کند

هرکه گردد زائر و آید کنار مدفنم

یابن زهرا میثم استم با تولای شما

گر به دوزخ هم روم از هرم آتش ایمنم

شعر: استاد سازگار

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی حنیف طاهری
شهادت امام کاظم 1399
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل