در دل عمه سادات ز غم طوفان است
دیده اهل حرم از غم تو گریان است
خواهرت بر سر خود می زند و می گوید
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است
شده ماتم شروع مکن ای صبح طلوع
نشود بی کفن بدنش پیش من
نشود زیر و رو مکن ای صبح طلوع
به بچه هات چی بگم بگم که دست و پا زدی
به بچه هات چی بگم بگم چقدر صدا زدی
به دخترت چی بگم بگم که تشنه کشتنت
به دخترت چی بگم از این که زخمه پیکرت
حسین من حسین
****
خیمه در خیمه صدای سخن قرآن است
صحبت از خشکی و از زخم لب عطشان است
امشبی آمده در خیمه کنارم و چه حیف
عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است
چه شود با گلو مکن ای صبح طلوع
که جسارت شود همه غارت شود
بدنش مو به مو مکن ای صبح طلوع
به قاتلت چی بگم اگر که حرمتت شکست
به قاتلت چی بگم اگر که رو تنت نشست
به مادرت چی بگم اگه با قد خم رسید
به مادرت چی بگم صدای نالتو شنید
حسین من حسین من
.
حاج محمود کریمی
شب دهم محرم 1405
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
ایتا | بله | روبیکا | تلگرام
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر