دلخور از زمونه ام دنیا بد کرده باهام محمدرضا بذری + متن شعر

بازدید: 167 بازدید
محمدرضا بذری
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

دلخور از زمونه ام دنیا بد کرده باهام

خسته از تبعیدمو من غریب سامرام

مدینه شده واسم زنده توی سامرا

میریزن تو خونمون میکنن بهم جفا

لحظه به لحظه روضه میبینم

داغ بزرگی هست توی سینم

با یاد مادر روضه نشینم

یه روزی مادرم رو زدن چهل نفر

تو آتیشا میسوخت میون دیوار و در

میخ در رو پرش آخرش گذاشت اثر

آه و واویلا آه و واویلا

****

جگرم میسوزه و جونم اومده به لب

نه نفس مونده برام نه توون و تاب و تب

افتادم به یاد شام خیلی شد حالم خراب

مثه عمه زینبم بردنم بزم شراب

لحظه به لحظه روضه میخونم

یاد لب و چوب خیزرونم

داغ رقیه برده امونم

چقده تو خرابه ی شام آزردنش

سرِ خونی باباشو تا آوردنش

سه ساله گلی رو یک شبه پژمردنش

آه و واویلا آه و واویلا

****

اینو میدونم دیگه کار من تموم شده

اما یک غمی هنوز بغض تو گلوم شده

این دمای آخری میباره خون از چشام

روضه های کربلا تداعی شده برام

با جسم خونی تشنه و بی حال

مظلوم و تنها بود توی گودال

روی سرش بود دعوا و جنجال

جلوی چشای خواهرش تو کربلا

سرشو بریدن و زدن رو نیزه ها

مونده بود تن بی کفنش به زیر پا

آه و واویلا آه و واویلا

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

محمدرضا بذری
شهادت امام هادی 1403
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل