متن شعر
دلخور از زمونه ام دنیا بد کرده باهام
خسته از تبعیدمو من غریب سامرام
مدینه شده واسم زنده توی سامرا
میریزن تو خونمون میکنن بهم جفا
لحظه به لحظه روضه میبینم
داغ بزرگی هست توی سینم
با یاد مادر روضه نشینم
یه روزی مادرم رو زدن چهل نفر
تو آتیشا میسوخت میون دیوار و در
میخ در رو پرش آخرش گذاشت اثر
آه و واویلا آه و واویلا
****
جگرم میسوزه و جونم اومده به لب
نه نفس مونده برام نه توون و تاب و تب
افتادم به یاد شام خیلی شد حالم خراب
مثه عمه زینبم بردنم بزم شراب
لحظه به لحظه روضه میخونم
یاد لب و چوب خیزرونم
داغ رقیه برده امونم
چقده تو خرابه ی شام آزردنش
سرِ خونی باباشو تا آوردنش
سه ساله گلی رو یک شبه پژمردنش
آه و واویلا آه و واویلا
****
اینو میدونم دیگه کار من تموم شده
اما یک غمی هنوز بغض تو گلوم شده
این دمای آخری میباره خون از چشام
روضه های کربلا تداعی شده برام
با جسم خونی تشنه و بی حال
مظلوم و تنها بود توی گودال
روی سرش بود دعوا و جنجال
جلوی چشای خواهرش تو کربلا
سرشو بریدن و زدن رو نیزه ها
مونده بود تن بی کفنش به زیر پا
آه و واویلا آه و واویلا
.
محمدرضا بذری
شهادت امام هادی 1403
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر