دلم افتاده در دامی که هجران است تاوانش حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 188 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

دلم افتاده در دامی که هجران است تاوانش

ندارم پای در راهش نه دستی بر گریبانش

همان که طلعتش امشب نمایان گشت بر عالم

همان که شد زمین آباد از بوی بهارانش

همان که چشمه میجوشد به اذن برق چشمانش

همان که موج می آید به رقص از حکم طوفانش

همان که آخرین مرد زمان است و ملک روزی

به بالا میبرند از سفره ی پر فیض احسانش

غلام حلقه در گوشم به دربار همان شاهی

که بهجت ها چو موری خوانده اند او را سلیمانش

سلیمان میبرد حسرت مگر روزی رسد یک دم

در آن چادر که جا دارد شود با فخر دربانش

تفاخر میکنم بر آسمان با این غلامی چون

سلاطین رشک میورزند بر جاه غلامانش

فضای روز روشن میشود از روی رخشانش

به زلف تیره اش شب میشود هر شام حیرانش

ز حسن جلوه اش این بس که مه مانده است حیرانش

چه گویم از کمالاتش که خورشید است سوزانش

سمن سوسن شقایق یاس نرگس نسترن هر گل

گرفت از باد عطر و باد از طرف گلستانش

نمیدانم که عنبر یا که مشک و یا گلاب است این

ولی دانم همه ذرات گردیدند خواهانش

غریب و سائلانه پر گرفتم تا سر کویش

خرید و مهربانانه نشاندم بر سر خوانش

نمکگیر عطایش گشتم و غافل که عمری را

شکستم حرمت هم نان او را هم نمکدانش

رسیدم تا به جایی که به پاس مهر او باید

هزاران جان ناقابل کنم یکجا به قربانش

گرفتم در کف خود دل که میگوید تپش هایش

خداوندا رسان بر من هزاران تیر مژگانش

فقط تنها همین که سایه دارد بر سر دنیا

اگر عالم فدا گردد نشاید کرد جبرانش

چنان خورشید میتابد به ذره ذره ی عالم

و میگردد به گردش آسمان با کل کیهانش

اگر با جوهر دریا نویسم از مقاماتش

نه تفسیرش توان کردن نشاید بود امکانش

هزاران دفتر و دیوان نوشتند از ازل شاید

بگویند این همه شاعر یکی از جمع عنوانش

نمیدانم چه خواهد کرد با دل جلوه ی رویش

کسی که کرده مجنون عالمی را روی پنهانش

هزاران نسخه دارد زخم دل اما یقین دارم

بغیر از او ندارد کس توان از بهر درمانش

نشسته کنجی و دست دعا دارد برای ما

جهان هم این دعا دارد رسد این هجر پایانش

ألا ای منتقم ای وارث تیغ دودم آقا

قسم بر اضطرار زینب و حال پریشانش

بیا و انتقام سینه ی مجروح را بستان

که تا جان در بدن داریم ما هستیم گریانش

بیا تفسیر کن آیات قرآنی که از نیزه

به گوش آمد ولی خواندند دونان نامسلمانش

خدایا کن مهیا تا که زهرا آید و گیرد

به دست ساقی بی دست خون از پای چشمانش

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
نیمه شعبان 1403
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل