دنیا انگار به سر زندگیم آواره
خنده هات رنگ خداحافظی رو داره
چوبی که توی حیاطه برا تابوت نیست
اینا رو گرفته بودم برا گهواره
الآن وقتش نبود آتیش بگیره آشیونم
الآن باید صدا محسن میپیچید توی خونم
یار جوونم یار جوونم
یادم نرفته دیدم روی زمینی مُردم
یادم نرفته گفتی فضه خذینی مُردم
****
پشت در کسی نبود همدم آهت شه
سپر بلای طفل بی گناهت شه
اون روزی که توی خونم اومدی زهرا
فکر نمیکردم یه روزی قتلگاهت شه
الآن وقتش نبود تنها بشم کاشکی میموندی
الآن باید لالایی واسه ی محسن میخوندی
کاشکی میموندی کاشکی میموندی
بمون کنارم عشقم بری میمونم تنها
خدانگهدار خانوم خدانگهدار زهرا
****
میبینیم همدیگه رو غروب عاشورا
وقتی که رقیه گم میشه توی صحرا
وقتی شمر و حرمله با هم میشن همدست
وقتی حمله میکنن به خیمه ی زنها
زمانی که میای تو قتلگاه با آه و زاری
یادت باشه برای زینبت معجر بیاری
معجر بیاری معجر بیاری
قصه ی کوچه بعدش دوباره میشه تکرار
یهودیا میخندن به دخترت تو بازار
.
محمدحسین حدادیان
شب 4 فاطمیه اول 1404
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر