دوباره از نجف گفتم نسیم صبحگاهی را سید مهدی حسینی + متن شعر

بازدید: 40 بازدید
سید مهدی حسینی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

دوباره از نجف گفتم نسیم صبحگاهی را

که پر دادیم دلها را کبوترهای چاهی را

زیارت نامه شد شعرم همین که از علی گفتم

شرافت میدهد این نام کاغذهای کاهی را

نه عالم بود نه آدم که ان دم دست حق میدوخت

به قد و قامت مولا قبای پادشاهی را

همیشه مادرم میگفت خلقت کار دست اوست

که بر این سقف شب پاشیده پولک های ماهی را

میان نقطه های نور ماهی بی نظیر آمد

شبم روز است حالا که امیر ابن امیر آمد

که هست این که علی دارد سرش را روی دامانش

که بوسه میزنند از شوق امامان هم به دستانش

خجالت میکشد مهتاب از نور جبین او

حسودی میکند خورشید بر ماه شبستانش

اگر بیرق بیفرازد اگر قامت بیاراید

فلک را سقف بشکافد کجی تیغ بُرانش

که هست این سر به زیر بی نظیر شیر گیری که

خیال فاطمه تخت است از او با عزیزانش

تعالی الله از این چشم و تعالی الله از آن ابرو

که حیران میشود حتی علی از این کمان ابرو

شجاعت را شهامت را علم را محترم کرده

خدا نام بلندش را به عِلیین علم کرده

برای خطی از مدحش که میخواهد خدا گوید

مُرَکَب کرده دریا را درختان را قلم کرده

پَری در زیر پایش شهپری هم روی خود اوست

دو بال از جبرئیلش را خدا اینگونه کم کرده

دهان ها وا تپش ها تند بند آمد نفسهاشان

عرق میریزد این لشکر زمین انگار دم کرده

اگر جامه به در کردند اگر شلوار تَر کردند

جوانی علی اینجاست اگر یک دشت رَم کردند

کسی می آید از غوغای او عالم زمین گیر است

اگر بد میرمد لشکر فقط تقصیر این شیر است

حرم از روز روشن تر چه حاجت ماه را هرشب

حرم وقتی که دارد نور بسم الله را هرشب

من از نوری که دارد علقمه هر روز فهمیدم

بغل میکرده این برکه جمال ماه را هرشب

به مژگان سیه کرده چه غوغا با مناجاتش

چه خوش با گریه تر کرده سپاه شاه را هرشب

زمان پاسداری اش زمان آب آوردن

فقط میگفت یا زینب تمام راه را هرشب

فقط از مَشک میپرسند طفلان پریشانش

چه رازی داشت لبخندش که پیدا بود دندانش

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی حسینی
ولادت امام حسین 1400
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل