ذکر لب تمام حرم آه آه شد
پشت و پناه عالمیان بی پناه شد
با زور نیزه وارد آن قتلگاه شد
بالای گود چکمه یک بد دهن رسید
والشمر جالسٌ نفس مادرش رسید
حلقوم خشک و نیزه تیز و سنان مست
سرنیزه ای بلند شد و خواهری نشست
شیخ قبیله بند دل عرش را گسست
آنقدر پشت هم به سرش زد عصا شکست
پیری که دیده راه به جایی نمی برد
آمد ادای تشنگی اش را در آورد
ای لعنتی نزن به پری که شکسته است
پنجه نکش به دسته زلفی که بسته است
بس کن تمام پیکرش از هم گسسته است
آهسته پشت و روش کن ای شمر خسته است
در پیش چشم فاطمه سر را عقب کشید
او داشت حرف میزد و شمر از قفا برید
ده اسب سمت گودی گودال می دوید
آن بی حیا که نقشه برای تنش کشید
ای کاش نعل تازه به ذهنش نمی رسید
فریاد استخوان تنش را خدا شنید
تا عرش سوز ضجه این آه پخش شد
هر جای دشت تکه ای از شاه پخش شد
زشت است فکر حرمت این مرد را کنید
عریان نمی شود تن او را رها کنید
سر پیراهن تو گریه ما را در آوردند
میان این همه کشته چرا تنها تو عریانی
ناگهان بین کش مکش دیدم
چادرم زیر پای قاتل رفت
بدنش ماند در ته گودال
خواهرش قاطی اراذل رفت
حسین سیب سرخی
شب 1 فاطمیه اول 1405
مهجه؛ متن مداحی و مولودی
مشاهده و دریافت جدیدترینها
در شبکههای اجتماعی
ID: @mohjat_net
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر
