رسیدم برادر تا شام بلا کربلایی نریمان پناهی + متن شعر

بازدید: 2,422 بازدید
نریمان پناهی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

رسیدم برادر تا شام بلا به همراه سر های از تن جدا

همه اومدن بهر دیدار ما نه با گل حسینم با سنگ جفا

حسین جان اخا

****

میدیدی منو از روی نیزه ها سرم رو شکستن توی کوچه ها

ندیدم از این ها یه ذره حیا به ما میزدن حرفای نا روا

حسین جان اخا

****

آخه ما کجا کوچه بازار کجا آتیشم زده گریه دخترا

خدا میدونه چی کشیدم حسین رقیت رو دیدم زیر دست و پا

حسین جان اخا

****

به ما خندیدن مرد و زن از رو بام نزاشتن به ما ها یه کم احترام

به طعنه میگفتن به ما خارجی امون از شلوغی و از ازدحام

حسین جان اخا

****

منو کشته داغ محله یهود همه صورتا شد به رنگ کبود

چه حرفا که نشنیدم از شامیا یه ذره حیا بینشون هم نبود

حسین جان اخا

****

چقدر بین این شهر کشیدم عذاب توی هر مسیر قلب ما شد کباب

سر تو همه چیزو میدید رو نی بمیرم برا گریه های رباب

حسین جان اخا

****

آوردن سرت رو تو تشت طلا زیر لب زدم مادرم رو صدا

میگفتم ببین این حسین توئه که رأسش بریده شده از قفا

حسین جان اخا

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانال‌های مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net

.

مشاهده متن کامل