رنگ پاییز به دیوار بهاری افتاد
بر در خانه خورشید شراری افتاد
فاطمه ظرفیت کل ولایت را داشت
وقت افتادن او ایل و تباری افتاد
تکیه بر در زدنش دردسرش شد به خدا
او کنار در و در نیز کناری افتاد
بعد یک عمر مراعات کنیزان حرم
فضه خادمه آخر به چه کاری افتاد
خواست تا زود خودش را برساند به علی
سر این خواستن خود دو سه باری افتاد
ناله ای زد که ستون های حرم لرزیدند
به روی مسجدیان گرد و غباری افتاد
غیرت معجر او دست علی را وا کرد
همه دیدند سقیفه به چه خاری افتاد
وقت برگشت به خانه همه جا خونی بود
چشم یاری به قد و قامت یاری افتاد
آنقدر فاطمه از دست علی بوسه گرفت
بعد از آن روز دگر رفت و کنار افتاد
حاج محمود کریمی
ایام فاطمیه 1388
مداحی قدیمی و خاطره انگیز
مهجه؛ متن مداحی و مولودی
مشاهده و دریافت جدیدترینها
در شبکههای اجتماعی
ID: @mohjat_net
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر
