رهایم کرد هر دستی ولی این آستان هرگز
قفس شد هرکجا رفتم ولی این آسمان هرگز
به قم می آیم و در مشهدم دیدی که هر دفعه
نخوردم چای و سوهانی بدون زعفران هرگز
به دوشم دوزخ آوردم ولی بردم بهشت قرب
از اینجا برنمیگردیم با بار گران هرگز
تو بوی فاطمه داری نمیدانم چه سِری هست
دلم در پیش تو از او نمیخواهد نشان هرگز
تو را باب الحوائج کرد بابایت یقین دارم
من و دست تهی حاشا من و غم همچنان هرگز
خدایا آبروداریِ اهل قم چه غوغا کرد
که حتی در دل تنگت نخورد آبی تکان هرگز
تمام شهر می گفتند ناموس رضا اینجاست
نبیند گَرد راهی یا نگاه این و آن هرگز
ببین آنقدر حُرمت دیده ای اینجا که در شرحت
نمانده روضه ای از تو برای روضه خوان هرگز
برادر داشتی اما برای تو نگفتیم از
سر و سنگ و سنان اصلا صدای خیزان هرگز
دویدی نه زمین خوردی نه افتادی به مقتل نه
به روی تل خاکی خاکی و چادرکشان هرگز
نه با هول حرامی ها نه با طفلان در آتش
میان خارها هرگز به چنگ ریسمان هرگز
اگر بر نیزه میگردی از این منزل به آن منزل
مرا دنبال خود آور ولی با ساربان هرگز
شعر: حسن لطفی
.
متن شعر روضه
وفات حضرت معصومه
مداحی و نوحه همراه متن شعر
کانالهای مهجه در فضای مجازی
ایتا / بله / روبیکا / تلگرام / سروش
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر