زندان رواق روشنی شد غرق نورت سید مهدی حسینی + متن شعر

بازدید: 52 بازدید
سید مهدی حسینی
کانال ایتا
کانال تلگرام
کانال بله
کانال روبیکا
کانال سروش
.

متن شعر

زندان رواق روشنی شد غرق نورت

دیوارها نمناک از شرم حضورت

دهلیزها مست اند هنگام عبورت

زنجیر تسبیحی به دستان صبورت

این بندها در بند زلف دلپذیرت

موسای دربندی و هارون ها اسیرت

یوسف که ترس از تنگی زندان ندارد

جان جهان است او غم کنعان ندارد

سیمرغ عاشق فکر آب و نان ندارد

زندان توان بستن مردان ندارد

عاشق دلش دریاست حتی کنج زندان

تصویری از دنیاست حتی کنج زندان

ای هفت دریا خیره در پهنای صبرت

هفت آسمان یک برکه در دریای صبرت

ای هفت شهر عشق در معنای صبرت

زانو زدن ایوب ها در پای صبرت

آقا به این حجم بلا عادت ندارم

باید بگویم شاعرم طاقت ندارم

سنگینی شلاق و آن بازو خدایا

زنجیر بر آن قامت دلجو خدایا

چنگال زندان بان و آن گیسو خدایا

خون و شکست و طاق آن ابرو خدایا

هرچند در دستان او جام بلا بود

از تشنگی یک ریز یاد کربلا بود

معصومه دلتنگ است چشمانش به راه است

فهمیده اند انگار یوسف بی گناه است

بر صورتش اما چرا ردی سیاه است

پایان این قصه گمانم اشتباه است

یوسف میاید روی تابوت است اما

از اشک یاران دجله مبهوت است اما

موسای ما از تور سَینا بی عصا رفت

تخت سلیمان باز با باد صبا رفت

این نوح روی موجی از اشک و دعا رفت

تا پرکشید اول دلش پیش رضا رفت

بی او اگرچه عشق مشکی پوش میشد

نور خدا بود او مگر خاموش میشد

در بند بود و عالمی در بند اویند

سادات جمله نوری از پیوند اویند

شهزادگان اینجا همه فرزند اویند

هرگوشه فرزندان دانشمند اویند

وا میکند بر روی ما بن بست ها را

باب الحوائج شد بگیرد دست ما را

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

سید مهدی حسینی
شهادت امام کاظم 1400
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل