متن شعر
زهرا هنوز جوونی وقت رفتن نیست
مدینه بی تو جای موندن نیست
نفس نفس نزن که جون میدم
علی دیگه علیِ قبلا نیست
نفس بکش برای من
بمون همیشه پیش من
شریک گریه های من
وقتی میگیره نفست
میلرزه شونه های من
نفس بکش برای من
****
خونه بدون خنده ی تو زندونه
غریب تر از شام غریبونه
همه میگن زهرا نمیمونه
همین دل منو میسوزونه
جونِ علی به لب رسید
همینکه روی میخ در
لخته ی خونِ تو رو دید
جونِ علی به لب رسید
اونی که دست منو بست
تو رو روی زمین کشید
تو رو زدن عزیز من جلو چشای همرت
چجور بشوره رد خونو از تو خونه دخترت
آتیش گرفت بال و پرت
.
سید مهدی حسینی
شب 3 فاطمیه اول 1404
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر