متن شعر
ساحت عرش غرق غم ها بود
جگری در حصار سم ها بود
ناله ی او به آه بند شده
داد انگورها بلند شده
هر چه را خورده بود پس میزد
من بمیرم نفس نفس میزد
هی نشست و بلند شد در راه
تا زمین خورد گفت وا اماه
آه با مادرش چه بد کردند
چادرش را همه لگد کردند
خاتم عشق بی نگین افتاد
با سر و صورتش زمین افتاد
در دل شیعه ها شرر انداخت
با عبایی که روی سر انداخت
سینه ی او مسیر سوختن است
اثر زهر تشنه لب شدن است
لااقل داده اند تسکینش
پسرش آمده به بالینش
این غریبی که سخت بی حال است
کنج حجره به یاد گودال است
یاد آن تشنه ای که عریان شد
بدنش پایمال اسبان شد
باز هم شکر پا نخورده تنش
نوک نیزه نرفته در دهنش
قدر یک نصفه روز پیر نشد
شیرخوارش ذبیح تیر نشد
پای قاتل در آستانش نیست
زجر دنبال دخترانش نیست
همسرش این همه عذاب نداشت
خواهرش غصه ی حجاب نداشت
اهل بیتش ندیده بد دهنی
وسط بزم می نرفته زنی
شعر: بردیا محمدی
.
متن شعر روضه
شهادت امام رضا
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر