متن شعر
ساکت و بی حوصله ای آرومی و درد میکشی
از شوهرت رو میگیری داری علی رو میکُشی
چشم و چراغ خونه ای چشماتو وا کن عزیزم
تنها دارم زار میزنم تنها دارم اشک میریزم
یه بار دیگه صدام بزن نمیرسه صدای من
رمق بده به دست و پام بازم بگو ابالحسن
از این دنیا سیری فاطمه
تنها داری میری فاطمیه
****
مردی که خیبر شکنه از غم تو نا نداره
غریب تر از هر روزشه چون دیگه زهرا نداره
تو میری و چاه میمونه محرم اسرار علی
تو دیگه نیستی و گره افتاده تو کار علی
دعات که بی اثر نشد شب غمم سحر نشد
تو سوختی و اتشی در حریف این جگر نشد
تو گریه میخندی فاطمه
چشمات و میبندی فاطمه
****
این دم اخر چی شده گریه امونت نمیده
انگاری روضه میخونی اما بریده بریده
با گریه داری میزنی موهای زینب رو شونه
چی شده که میگی حسین الهی تشنه نمونه
میخوای بگی از اون بلا میخوای بری به کربلا
تن حسین به روی خاک سرش میره رو نیزه ها
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر