شلوار تا خورده دارد مردی که یک پا ندارد سیمین بهبهانی + متن شعر

بازدید: 83 بازدید
سیمین بهبهانی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

شلوار تا خورده دارد مردی که یک پا ندارد

خشم است و آتش نگاهش یعنی تماشا ندارد

رخساره میتابم از او اما به چشمم نشسته

بس نوجوان است و شاید از بیست بالا ندارد

بادا که چون من مبادا چل سال رنجش پس از این

خود گر چه رنج است بودن بادا مبادا ندارد

با پای چالاک‌ پیما دیدی چه دشوار رفتم

تا چون رود او که پایی چالاک‌ پیما ندارد

تق تق کنان چوب‌دستش روی زمین مینهد مُهر

با آنکه ثبت حضورش حاجت به امضا ندارد

لبخند مِهرم به چشمش خاری شد و دشنه ای شد

این خوی گر با درشتی نرمی تمنا ندارد

بر چهره ی سرد و خشکش پیدا خطوط ملال است

یعنی که با کاهش تن جانی شکیبا ندارد

گویم که با مهربانی خواهم شکیبایی از او

پندش دهم مادرانه گیرم که پروا ندارد

رو میکنم سوی او باز تا گفت و گویی کنم ساز

رفته است و خالیست جایش مردی که یک پا ندارد

شعر: مرحومه سیمین بهبهانی

.

 مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن شعر در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل