طبیبا زخم مولا را دوا کن
مدارا کن به این فرق شکسته
که شمشیرش به پیشانی نشسته
طبیبا قلب زینب را شکستی
تکلم کن چرا ساکت نشستی
سکوتت قلب زینب را زند نیش
مسوزان سینه ی ما را از این بیش
مگر در زخم بیمارت چه خواندی
که لب بستی و از گفتار ماندی
به پیشانی بیمارت چه دیدی
چرا دل از حیات او بریدی
طبیبا کودکان چشم انتظارن
بجز بابای ما بابا ندارن
طبیبا مستمندان بی غذایند
همه چشم انتظار مرتضایند
چرا گردیدی از گفتار خاموش
مگر خواهد شود زینب سیه پوش
تکلم کن ز بیمارت سخن گو
ولی آهسته بر گوش حسن گو
طبیب از دیدن زخم علی سوخت
نگه بر چشم گریان حسن دوخت
بگفت ای مصطفی را میوه ی دل
مرا از نسخه بنوشتن چه حاصل
زمام چاره دیگر دست من نیست
دوایی بر علی غیر از کفن نیست
.
کربلایی نریمان پناهی
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر