متن شعر
عباس این لحظه های آخرینم
با غصه و غم ها عجینم
واسه خودم روضه میخونم
برای علقمه حزینم
امون امون از این غریبی
****
عباس الهی من فدای دستات
فدای ابرو ها و چشمات
شنیدم از زبون زینب
نظر زدن به قد و بالات
امون امون از این غریبی
****
عباس دستاتو از جفا بریدن
تو را به خاک و خون کشیدن
افتادی از مرکب رو خاکا
غریبی تو رو ندیدن
امون امون از این غریبی
****
عباس در بین علقمه چه ها شد
ابروی پیوستت جدا شد
طوری عمود آهنین خورد
فرق سرت مادر دو تا شد
امون امون از این غریبی
****
عباس بالا بلند قد رشیدم
بیا که دیگه من بریدم
با یاد کربلا یه عمره
خدا میدونه چی کشیدم
امون امون از این غریبی
****
عباس دلخونمو غمم همینه
تو رو زدن با بغض و کینه
مشک تو پاره پاره کردن
شرمندم از روی سکینه
امون امون از این غریبی
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر