متن شعر
عبد الزهرا خودم دیدم تو کوچه ها مادر افتاد
عبد الزهرا خودم دیدم که بی کس و تنها جون داد
میون کوچه زمین گیر شد حسن پیر شد
غربت بابا که تفسیر شد حسن پیر شد
پیش نگاهم که تحقیر شد حسن پیر شد
****
عبدالزهرا خودم دیدم زد مادرو نا مرد پست
عبدالزهرا خودم دیدم گوشواره مادر شکست
ز دار دنیا دیگه سیر شد حسن پیر شد
غروب کوچه چه دلگیر شد حسن پیر شد
برای یاری دیگه دیر شد حسن پیر شد
****
عبدالزهرا دلم زخمیِ از یه داغ دیرینه
عبدالزهرا خودم دیدم میخ در و توی سینه
غنچه و باغ و چمن میسوخت حسن میسوخت
تو شعله ها داشت یه زن میسوخت حسن میسوخت
مادر تنهای من میسوخت حسن میسوخت
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر