متن شعر
عصای پیری بابا پاشو قلب منو نشکن
گم شده تو خنده هاشون صدای گریه های من
واویلا چیزی نمونده از تنت
واویلا کوچه وا کردن زدنت
مثل خزون ریخت بال و پر تو
تموم لشکر ریختن سر تو
میبرم تو رو تا خیمه اگه هلهله بزاره
بغضشون و خالی کردن کینه هم اندازه داره
دشمنا حیا ندارن حتی از موی سفیدم
میبینی انگار نه انگار من یه بابای شهیدم
واویلا میزارمت بین عبام
واویلا توون نداره دست و پام
انگار بعد تو شکستم بابات دیگه پا نمیشه
وقتی پیکر رشیدت قد این عبا نمیشه
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر