متن شعر
غرور چادر او شد شهید در کوچه
وقار پوشیه اش لطمه دید در کوچه
به درک لیله قدرش خیال هم نرسید
به او چگونه شهادت رسید در کوچه
کسی که حاصل معراج بود تشریفش
بهشت بود و بهشت آفرید در کوچه
شکسته باد دو دستی که راه او را بست
خزان که آمد و آلاله چید در کوچه
همین که مادر لاهوت روی خاک افتاد
هزار حوریه خون تپید در کوچه
شکوه پرده نشینان شکست آن لحظه
که گوشواره او آرمید در کوچه
به اعتبار صدور حدیث لولاکش
علی شکست و پیمبر خمید در کوچه
رواق آینه کودکی ترک برداشت
شده است موی سر او سپید در کوچه
حسن که حامل عرش خداست در ملکوت
به شانه عرش خدا را کشید در کوچه
شعر: محسن حنیفی
.
![]()
سید مهدی میرداماد
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید
Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر