فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت هوشنگ ابتهاج (سایه) + متن شعر

بازدید: 80 بازدید
هوشنگ ابتهاج سایه
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

فریاد که از عمر جهان هر نفسی رفت

دیدیم کز این جمع پراکنده کسی رفت

شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ

زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت

آن طفل که چون پیر از این قافله درماند

و آن پیر که چون طفل به بانگ جرسی رفت

از پیش و پس قافله ی عمر میندیش

گه پیشروی پی شد و گه بازپسی رفت

ما همچو خسی بر سر دریای وجودیم

دریاست چه سنجد که بر این موج خسی رفت

رفتی و فراموش شدی از دل دنیا

چون ناله ی مرغی که ز یاد قفسی رفت

رفتی و غم آمد به سر جای تو ای داد

بیدادگری آمد و فریادرسی رفت

این عمر سبک‌سایه ی ما بسته به آهیست

دودی ز سر شمع پرید و نفسی رفت

شعر: هوشنگ ابتهاج (سایه)

.

 مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن شعر در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل