متن شعر
قدمش ناگهان شتاب گرفت
طرفش رفت و ظرف آب گرفت
آب را بر روی زمین تا ریخت
در همان لحظه قلب زهرا ریخت
روضه کوتاه نکته سربسته
حجره تاریک حجره در بسته
جگری رفته رفته سَم میخورد
قصه ی تازه ای رقم میخورد
عرش را ناله ای تکان میداد
تشنه ای روی خاک جان میداد
زهر بی تاب کردش از داخل
سوخت تا آب کردش از داخل
مثل اکبر شده ولی بهتر
ظاهر جسمش از علی بهتر
این جوان آن جوان تفاوت داشت
زخم زهر و سنان تفاوت داشت
این جوان پیکرش که سالم بود
جگرش نه سرش که سالم بود
موقع دفن لااقل سر داشت
بدنش میشد از زمین برداشت
به تنش پای نیزه باز نشد
در نهایت عبا نیاز نشد
بگذرم نگذرم نمیدانم
وسط چند روضه حیرانم
تا بفهمم گریز آخر را
میروم بیت های دیگر را
تشنه در آفتاب بنویسم
از زبان رباب بنویسم
آدمِ تشنه تار میبیند
همه جا را غبار میبیند
بدتر اینکه غبار هم باشد
یک بیابان سوار هم باشد
تازه حالا حساب کن دورش
چند تا نیزه دار هم باشد
در میان هجوم نامردان
خواهری بی قرار هم باشد
.
شهادت امام جواد
متن شعر روضه
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر