متن شعر
مبهوت در تلالو نور خدایی اش
هستم تمام عمر سراپا هوایی اش
حتی دمی جدا نشدند و نمیشوند
ایل و تبارم از نفس ایلیایی اش
مدیون مادرم که از آن لحظه ی نخست
بوده است ذکر نام علی لای لایی اش
از عهده ی اهالی افلاک خارج است
درک مقام و منزلت کبریایی اش
از این جهان و جاذبه های هزار رنگ
ما را بس است گوشه ی ایوان طلایی اش
حتی به گَرد پای نجف هم نمیرسد
باغ بهشت با همه ی با صفایی اش
افلاک چیست گرد و غبار عبای او
خورشید چیست ذره ای از روشنایی اش
خورشید با تمام بزرگی و اقتدار
سهل است با اشاره ی او جا به جایی اش
سخت است در تصور امثال جبرئیل
وارد شدن به حیطه ی فرمانروایی اش
من تشنه ی ابوذر و مقداد و میثمم
یاران دل سپرده ی قالو بلایی اش
سر میدهند و سر به سلامت نمیبرند
آنان که گشته اند سراپا فدایی اش
شاهان روزگار به ما غبطه میخورند
تا مفتخر شدیم به شغل گدایی اش
حال و هوای این منِ با خود غریبه را
تغییر داده واقعه ی آشنایی اش
ما را یتیم کوی علی آفریده اند
ما را اسیر مرحمت هل اتایی اش
انسان کاملیست که در اوج بندگی
تردید کرده است بشر در خدایی اش
تنها علی شناس جهان احمد است و بس
ما عاجزیم در صفتی ابتدایی اش
بفرست دم به دم صلوات محمدی
بر مرتضی و شاکله ی مصطفایی اش
در شرح ناب انفُسَنای پیامبر
در کوثر و حقیقت خیر النسایی اش
تا ریزه خوار سفره ی لطف حسن شدیم
حیران شدیم در صفت مجتبایی اش
بازار عشق بازی و ایثار و بندگی
رونق گرفت با پسر کربلایی اش
آن شاه تشنه ای که شمیم بهشت را
جا داده است در کفن بوریایی اش
هفتاد و دو قصیده ی رنگین و تابناک
جاری شدند در غزل نینوایی اش
ما را اسیر شرط و شروط خودش نمود
در امتداد جلوه ی موسی الرضایی اش
تنها به ریسمان علی چنگ میزنیم
مرگ است و مرگ حاصل یک دم جدایی اش
در آفتاب حشر همه بهره میبریم
از سایه سار سلسله ی ماسوایی اش
قبل از ازل به سمت ابد پرکشیده است
بی ابتداست وسعت بی انتهایی اش
در آیه ی لِیُذهِبَ عَنکُم خدا چقدر
بی پرده گفت از صفت اِنَمایی اش
از چاه های کوفه بپرسید راز را
از کوفه ای که شهره شده بی وفایی اش
جز نخل های کوفه و جز چاه سر به زیر
آگاه نیست هیچ کس از پارسایی اش
فیض تولدش شده در خانه ی خدا
تکرار ناپذیر چو خیبر گشایی اش
مستانه بی خود از خود و مجنون صفت شدند
بینندگان منظره ی دلربایی اش
هرکس اسیر پیچ و خم زلف یار شد
هرگز امید نیست به یک دم رهایی اش
هرکس دخیل بست به انگور آن ضریح
امید بسته است به حاجت روایی اش
شرمنده ات این قلم متهم به عشق
باران شرم میچکد از نارسایی اش
.
حاج محمدرضا طاهری
ولادت حضرت علی 1400
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر