مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ایم – شعر روضه شهادت امام حسن عسکری

بازدید: 42 بازدید
گلچین مداحی و روضه خوانی
کانال ایتا
کانال تلگرام
کانال بله
کانال روبیکا
کانال سروش
.

مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ایم

همچو اشک از غم یک خاطره برخاسته ایم

با دوصد حاجت و درد و گره برخاسته ایم

به هوای حرم سامره برخاسته ایم

روضه ی غربت تو حاج عجیبی دارد

هرکه نامش حسن است ارث غریبی دارد

جان به قربان دلت جان به فدای سر او

فرق ها داشت نگاه تو و چشم تر او

که تفاوت بکند همسر تو همسر او

طعنه بسیار شنیده دل غم پرور او

حسن سامره صحن حرمت محترم است

حسنی بین بقیع است که او بی حرم است

یا حسن آه تو پرداختنی میخواهد

یا حسن داغ تو بر سر زدنی میخواهد

یا حسن نام تو دور از وطنی میخواهد

یا حسن روضه ی تو سوختنی میخواهد

دل تو تنگ مدینه است که دلگیر شدی

مادری هستی عزیزم تو اگر پیر شدی

خانه ی کوچک تو هیچ کم از زندان نیست

خالی از آمدن و رفتن زندان بان نیست

بین یک مشت نگهبان که بوی ایمان نیست

زندگی با زن و بچه به خدا آسان نیست

خانه ات امنیت از دست نگهبانان داشت

واقعا ایمنی از حمله ی نا اهلان داشت

اصلا این غصه به پیمانه ی تو ریخته اند

اصلا آقا سر پروانه ی تو ریخته اند

شعله بر دامن کاشانه ی تو ریخته اند

چل نفر در وسط خانه ی تو ریخته اند

راه ناموس تو را بسته کسی در کوچه

همسرت را زده پیوسته کسی در کوچه

کوچه ای بود مدینه که زنی خورد زمین

ناگهان مادرتان با زدنی خورد زمین

فاطمه با لگد بد دهنی خورد زمین

حسن عسکری آنجا حسنی خورد زمین

قسمت این بود که او درد و محن جمع کند

گوشوار از وسط کوچه حسن جمع کند

قسمت این بود از این داغ تو را هم دادند

به تو هم موی سپیدی و قدی خم دادند

در جوانی پسر فاطمه را سم دادند

به لب خشک تو از جام محرم دادند

عطش پیکر مسموم تو میگفت حسین

نفس تشنه ی حلقوم تو میگفت حسین

پسری داشتی و آب به لب های تو ریخت

لحظه ی تشنگی ات گریه به غمهای تو ریخت

اشک بالای سر پیکر تنهای تو ریخت

خاک ها بر سرش از ماتم عظمای تو ریخت

روی زانوی پسر بودی و عطشان نشدی

حسن فاطمه صدشکر که عریان نشدی

.

متن شعر روضه
شهادت امام حسن عسکری

مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
ایتا | بله | روبیکا | تلگرام

مشاهده متن کامل