میشدش آب بدین نخواستین کربلایی حسن عطایی + متن شعر

بازدید: 671 بازدید
حسن عطایی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

میشدش آب بدین نخواستین

این همه زدین یه لحظه واستین

پیرهنی که دادین به دستم

نه گریبان داره نه آستین

پیراهن تو عطر تو رو دیگه نداره

بوی نعل میده بوی نعل میده

این پیروهن غرق به خون و پاره پاره

بوی نعل میده بوی نعل میده

اون نیزه شکسته ای که تو دست سنانه

بوی خون میده بوی خون میده

اون عقیق کهنه ای که دست نیزه داره

بوی نعل میده بوی نعل میده

آه عزیز خواهر کی حنجرت رو بگو بریده

آه گلو بریده گلو بریده گلو بریده

****

بعد تو رنگ آبو دیدم

گریه های ربابو دیدم

گریه کردم به یاد بابا

دور دستم طنابو دیدم

من واسه ی انگشتر کهنه ی شکستت

گریه ها کردم گریه ها کردم

لحظه ی وداع برای اون نگاه خستت

گریه ها کردم گریه ها کردم

من کنار پیکر تو بین شیب گودال

روضه ها خوندم روضه ها خوندم

من برای زخم باز اون سر نبستت

گریه ها کردم گریه ها کردم

شمر جلوی چشمم سر تو رو مو به مو بریده

آه گلو بریده گلو بریده گلو بریده

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

کربلایی حسن عطایی
وفات حضرت معصومه 1404
برای مشاهده جدیدترین اشعار
به صفحه اصلی سایت مراجعه کنید

Telegram | Eitaa | Bale | Rubika
مهجه در فضای مجازی؛ به ما بپیوندید

مشاهده متن کامل