نا باورانه آمد از راه کوه باور حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 1,699 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

نا باورانه آمد از راه کوه باور

دستی به روی پهلو دستی نهاد بر سر

 

با گریه گفت زهرا محبوبه پیمبر

وا کن نگاه زخمی حرفی بزن به حیدر

 

طفلان آه ساکت مبهوت حال بابا

می ریخت اشک غربت بر روی نعش زهرا

 

ای دلبر دلیرم تازه جوان پیرم

محبوبه کبودم محجوب سر به زیرم

 

بر خیز تا نمردم بر خیز من بمیرم

بار دگر بگو یا حیدر علی امیرم

 

طفلان آه ساکت مبهوت حال بابا

می ریخت اشک غربت بر روی نعش زهرا

 

خسته شدی عزیزم یا از علی بریدی

از بام اشیانت سایه چرا کشیدی

 

آه از دمی که زخمی دنبال من دویدی

انقدر ضربه خوردی در کوچه تا خمیدی

 

طفلان آه ساکت مبهوت حال بابا

می ریخت اشک غربت بر روی نعش زهرا

 

با اشک شستو شو داد روی شهیده اش را

ساقی نگاه می کرد یار خمیده اش

 

گویا شنید زهرا اه بریده اش را

آهسته و به زحمت وا کرد دیده اش را

 

طفلان آه ساکت مبهوت حال بابا

می ریخت اشک غربت بر روی نعش زهرا

 

بالا گرفت دست مجروح و نا توان را

در حلق شاه مردان میدید استخوان را

 

قدری نشان او داد روی پر از نشان را

آرام کرد بانو مولای انس و جان را

 

ناله مزن که عرش رحمان به لرزه آمد

گریه مکن که قلب قران به لرزه آمد

 

هق هق مکن که رکن امکان به لرزه آمد

رکن و قلم شکست و میزان به لرزه آمد

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
ایام فاطمیه 1392

Telegram: @mohjat_net
Eitaa: @mohjat_net
www.mohjat.net

مشاهده متن کامل