نسیم آورد بوی عطر بهاران حاج محمود کریمی + متن شعر

بازدید: 49 بازدید
حاج محمود کریمی
کانال ایتا
کانال بله
کانال تلگرام
کانال روبیکا
کانال سروش

متن شعر

نسیم آورد بوی عطر بهاران

فضا گشته خرم چو روی نگاران

سما سرخ تر از رخ لاله رویان

زمین سبزتر از خط گلعذاران

ملک مشک افشاند از عطر گیسو

فلک بر زمین بارد اختر چو باران

ندا میدهد مرغ شب لحظه لحظه

که روشن شده چشم شب زنده داران

جمال خدا را به بیت ولایت

بیایید یاران ببینید یاران

عروس محمد علی زاده امشب

ولی خدا را ولی زاده امشب

ألا ای همه خلق عالم خدا را

خدا خوانده امشب شما را شما را

بر آیید از پرده ی تیرگی ها

ببینید بی پرده روی خدا را

در آغوش فلک نجات دوعالم

ببینید روشن چراغ هدی را

ببینید در لیله ی پنج شعبان

رخ چارمین حجت کبریا را

بگردید دور حریم جمالش

ببینید هم مروه را هم صفا را

امام شهیدان که جان است جان را

گرفته در آغوش جان جهان را

دل عالمی بسته بر تار مویش

ز شمس الضحی برده دل ماه رویش

حیات است مرهون عین الحیاتش

بقا قطره ای کوچک از آب جویش

تو گویی که از صبح روز ولادت

دمد وحی صاعد ز نای گلویش

ننوشیده می ساقیان بهشتی

فتادند مستانه پای سبویش

نبرده است تنها دل دوستان را

که دشمن بود کشته ی خلق و خویش

خصالش محمد کمالش محمد

جلالش محمد جمالش محمد

سلام علی آل طاها و یاسین

به این خلق و این خوی و این عز و تمکین

رخش مصحف فاطمه حُسن قرآن

پر از قدر و واللیل و والشمس و والتین

درود الهی بر آن خُلق نیکو

سلام پیمبر بر آن خوی شیرین

نماز از خضوعش به پرواز آید

دعا از نفسهای او بسته آذین

به سجاده اش آسمان آورد سر

به ذکر دعایش خدا گوید آمین

سلام خدا بر خضوع و خشوعش

قیامش قعودش رکوعش سجودش

درود خداوند حی جلیلش

به قدر و کمال و جمال جمیلش

عجب نیست در مسلخ عشق و ایثار

اگر بوسه بر دست آرد خلیلش

عجب نیست کز عرشه ی عرش اعلی

طواف آرد از چارسو جبرئیلش

سلاطین غلامش خواتین کنیزش

طوایف مریدش قبایل دخیلش

حجر شاهد عزت و اقتدارش

هشام ابن عبدالملک ها ذلیلش

بسا تخت شاهی فرو رفت در گل

کجا حاکم گل شود حاکم دل

هشام استلام حجر تا نماید

در آن ازدحام خلایق نشاید

نه قدری که از وی شود قدردانی

نه کس بود تا کس بر او ره گشاید

به ناگاه دیدند آمد جوانی

که پیوسته او را حجر میستاید

گشودند حجاج از چارسو ره

که آن شاهد حسن یکتا بیاید

یکی خواست تا سر به پایش گذارد

یکی رفت تا جان نثارش نماید

یکی گفت نامش چه باشد هشاما

حسد را نگر گفت نشناسم او را

به ناگه فرزدق خروشید در دم

که این است نجل رسول مکرم

تو چون میکنی در مقامش تجاهل

من او را به از خویشتن میشناسم

نماز است بی او گناه کبیره

ثواب است بی او خطای مسلم

تعالیم اسلام از اوست جاری

قوانین توحید از اوست محکم

چراغیست بر قله ی آفرینش

امام است بر جمله ی خلق عالم

سلام و رکوع و سجود است از او

قنوت و قیام و قعود است از او

امامیست کو را امم میشناسد

کریمی ست کو را کرم میشناسد

صفا مروه مسعی حجر حجر زمزم

طواف و مطاف و حرم میشناسد

بیابان مکه منا خیف مشعر

سماوات و لوح و قلم می شناسد

زمین میشناسد زمان میشناسد

عرب میشناسد عجم میشناسد

یم و قطره و ماه و خورشید او را

به ذات الهی قسم می‎شناسد

سلام خدا بر اَب و جد و مامش

مسلمان بود هر که داند امامش

.

برای دانلود صوت کلیک کنید

حاج محمود کریمی
ولادت امام سجاد 1403
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.

مشاهده متن کامل