نشستی کنج عزلت
توی اوج کهولت
تجسم کن فراموشی گرفتی
تو رو بردن به هیئت
دقیقا حالا یاد کی میفتی
تجسم کن فراموشی گرفتی
نشستی توی روضه
دقیقا حالا یاد چی میفتی
روی لبهای روضه خون یه چاووشه
یکی از بس که گریه کرده بی هوشه
که یهو چشم تو میخوره به بیرون
به اون قابی که توش
عکس یه شیش گوشه
یکی بگه اینجا کجاست
گمونم آشناست
آره یادم اومد
اینجا کربلاست
حرم کعبه آمالم
وصالت شده اقبالم
پناهی سر و سامون دلی
میام از نجف مشایه
میشم با حسین همسایه
هله یا زوار ابوعلی
من هم فراموشی بگیرم
حسین فراموشش نمیشه
دستام که خالی نیست قیامت
عشق تو همرامه همیشه
شعر: علیرضا زارع
حاج امیر کرمانشاهی
نماهنگ فراموشی 1405
مهجه؛ متن مداحی و مولودی
مشاهده و دریافت جدیدترینها
در شبکههای اجتماعی
ID: @mohjat_net
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر
