متن شعر
نمانده فرصتی هنوز توشه برنداشتم
لیاقتی برای بهره از سحر نداشتم
چه حیف شد چه زود ماه رحمتت تمام شد
هلال کن مرا که غیر دردسر نداشتم
تو خواستی که جوشن از عذاب روزی ام شود
اگر نبود رزق روزه ات سپر نداشتم
از آن طرف چه میزبانی و چه خان رحمتی
از این طرف مرا ببخش جز ضرر نداشتم
خلاصه عرض میکنم تمام عزتم تویی
چقدر خار میشدم تو را اگر نداشتم
ضمانتی نداشتم برای قبر و محشرم
اگر به سوی مشهدالرضا سفر نداشتم
تمام عمر هر زمان دلم شکست از غمی
بغیر ثامن الحجج به کس نظر نداشتم
به من رضا جواز گریه بر حسین داده است
وگرنه از بساط عاشقی خبر نداشتم
پر از غبار میشدم ذلیل و خار میشدم
اگر به روضه ی حسین چشم تر نداشتم
فدای آه خواهرش که با سر حسین گفت
مرا ببخش بیش از این دو تا پسر نداشتم
غیور من چه خوب شد نبودی و ندیدی ام
که بر سرم بجز حجاب شعله ور نداشتم
سرم به گریه بند بود شب غمم بلند بود
ولی کنار خود ستاره و قمر نداشتم
.
مناجات با خدا
شعر وداع با ماه رمضان
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
برای مشاهده جدیدترین آثار
به صفحهی اصلی مراجعه کنید
Mohjat.Net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر