متن شعر
هر بلایی سرم آمد به فدای سر تو
به فدای پَر قنداق علی اصغر تو
میزنم دست روی دست چه کاری کردم
با چه رویی بشوم رو به رو با مادر تو
حاضرم بر سر بازار به خیرات روم
ننشیند پر خاکی به سر خواهر تو
بر سر من همه تفریح کنان سنگ زدند
وای بر صورت چون برگ گل دختر تو
از همین جا همه تقسیم غنائم کردند
در کمین اند به تاراج بَرَند لشکر تو
ترسم این است که گرفتار شوی در گودال
میشود با نوک نیزه زیر و رو پیکر تو
هر تکانی که سرت بر سر نیزه بخورد
باز تر میشود این پارگی حنجر تو
در دل کوفه بود بغض علی پس بردار
یک عبا تا بشود جای علی اکبر تو
شعر: قاسم نعمتی
.
![]()
کربلایی نریمان پناهی
برای دریافت جدیدترین اشعار
به کانالهای مهجه بپیوندید
t.me/mohjat_net
eitaa.com/mohjat_net
rubika.ir/mohjat_net
ble.ir/mohjat_net
.
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر