وصیت مادرمون بود
نیمه شبا یه ظرف آب پیشت بذارم
افتاده بودی تو گودال
حتی نشد یه ذره آب برات بیارم
وصیت مادرمون بود
موقع رفتنت ببوسم زیر گلوتو
اومدم و دیدم تو گودال
نشسته رو سینه پاکت گرفته موتو
****
اشک دو چشمامو ندیدن
سرت رو از قفا بریدن با کهنه خنجر
عقده شده توی دل من
یه قطره آب بهت ندادن برات بمیرم
نشد تو رو بغل بگیرم
تو قتلگاه برات بمیرم غریب مادر
نشد کفن کنم تنت رو
و پاره پاره بدنت رو عزیز خواهر
****
پیروهنی که مادرم داد
شد پاره پاره به تن تو برادر من
گرگای وحشی بیابون
کشیدنت به خاک و در خون برادر من
عبای پیغمبرو بردن
انگشت و انگشترو بردن اون نانجیبا
گوشواره و معجرو بردن
النگوی خواهرو بردن عزیز زهرا
****
سپردمت به خدا و به ریگ های بیابان
سپردمت به غبار و با خارهای مغیلان
سپردمت به وحوش و به شیرهای درنده
به مردمان دهاتی به آهوان پریشان
به باد گفتم اگر شد مرتبت بنماید
که پاره پاره نبیند تن تو مادر گریان
سپردمت به هرآنچه که هست ولی تو برادر
سپردی ام به که رفتی به دلقکان و کنیزان
سپردی ام به که رفتی به شامیان حرامی
به مردمان یهود و به ناکسان و به عدوان
سپردی ام به عوام و نگاه کوچه و بازار
ببین چه کرده غمت با وجود زینب حسین جان
.
کربلایی نریمان پناهی
شب یازدهم محرم 1405
مرجع جامع و گنجینه ای ارزشمند
از متن مداحی در فضای مجازی
Eitaa Bale Rubika Telegram
مهجه | دانلود و پخش آنلاین مداحی و مولودی همراه متن شعر